- من نمي دونم از كي تا حالا اسپارتيها دموكرات شدند! تا حالا فكر مي كرديم دموكراسي در آتن بوده و حكومت اسپارت اليگارشي نظامي بوده! بهرحال اين كشف جديد را به دوستان تبريك مي گم
- من نمي دانستم كه دوستان در اسپارت دستگاه بدنسازي و الكتروليز مو داشتند. ضمنا از تيغ ژيلت استفاده مي كردند.
- تا حالا خبر نداشتيم اسپارت جايي در سوئد است با مردم چشم آبي. من قبلا فكر مي كردم اسپارت جايي در يونان است با مردمان چشم ابرو مشكي!
- تا حالا فكر مي كردم هرودوت كمي خالي بند بوده ولي حالا فهميدم ايشان دروغگوي كثيفي بيش نبوده كه ادعا كرده تعداد ايرانيها ۱۰۰۰ نفر بود. بلكه ۱۲۰۰۰۰ نفر بودند.
- تا حالا فكر مي كردم هخامنشيان تحت تاثير يهوديها و باني ۲۵۰۰ سال ستمشاهي بودند. حالا آقاي الهام به من فهماند ايشان جزو مفاخر ما و اصلا مسلمان بودند!
- تا حالا فکر می کردم فرمانده ناوگان ایران زنی بوده به نام آرتیمیس. ولی ظاهرا ایشان وجود نداشته
اما سابقا یک سریالی تلویزیون نشان داد به عنوان زندگی ملاصدرا من آنجا هم چیزهایی یاد گرفتم.
- من فکر می کردم الله وردی خان گرجی بوده اما فهمیدم اون مرحوم شدیدا ترک بوده و حتی به ترکی آواز هم می خوند.
- شنیده بودم "قرچقای خان ارمنی" ارمنی بوده ولی فهمیدم ایشان مال اطراف بوشهره
- تو کتابها خونده بودم شاه عباس شخصا در جنگها شرکت می کرده ولی ظاهرا ایشان کون گشادی بیش نبوده است.
- من فهمیدم ملاصدرا اصولا شخصی ماخولیایی بوده و عرفان نام دیگری برای بیماری ماخولیاست.
- تاورنیه احمق بوده که گفته "وقتی عباس مرد خورشید ایران هم غروب کرد" قضیه کلا برعکسه.
از ماست که بر ماست!
چند روز پيش صحنه جالبی ديدم. اينجا داشتم تو خيابون شلوغی ميرفتم. يک دختر چادری خوشگلی دیدم که چادرشو هی باد ميبرد کنار و از زير چادر، يک شلواری که تو مقياس خيابون در ايران کوتاه بود و ساقشو نشون ميداد هی ديده ميشد. بد جلوتر که رفتيم(مسير و سرعت ما کم و بيش يکی بود
)يه پسری که قيافش خيلی خسته بود رو تو يه پژو ديدم. دختره پريد تو ماشين و شروع کرد به بوسيدن لبای پسره....اما در مورد نظر دومت. اگر اخلاقیات بنا بر نفع شخصی باشد بهتر است بگوییم اخلاقیاتی وجود ندارد. یعنی از دیدگاه من اگر کسی به گزاره تو معتقد باشد من می گویم او امکان وجود اخلاقیات را رد کرده است.
خوب اما گزاره من اینه: بدون وجود آزادی در باشیدن امکان ارزیابی نیک و بد آن نیست.
ضمنا در زمینه: اخلاقیات بورژوازی یعنی چی؟ مقصود اخلاقیات فرد بورژواست؟ یا اخلاقیات غیر مارکسیستی؟
آيا حکومت بايد مراقب اخلاق مردم باشد؟ قصد تحليلی همه جانبه ندارم. باز هم صرفا
چند نکته در نظرم هست که بيان می کنم.1- به عقيده من حکومت همواره از لحاظ اخلاقی در مرتبه اي پايينتر از شهروندان است.
2-از ديد دينی يا غير دينی، لازمه عمل درست نيت درست است. نيت درست هم تنها در آزادی معنا دارد.از ديد دينی تنها آدمهای آزاد ميتوانند رستگار شوند. آدمهايی که حق انتخاب بين نيک و بد را دارند و نيک را انتخاب ميکنند.
3- چگونه می توان نيک و بد را به دقت تعريف کرد؟ بدون اين تعريف دقيق چگونه حکومت ميتواند پاسدار اخلاق باشد؟
اين تصوير به نظر من خيلی مضحکه.
1- اگر همين فردا حجاب آزاد بشه به اين معنی نيست که در همه جای ايران زنها قراره بی حجاب شن.
شما در نظر بگيرين که مثلا مردم در شمال تهران بی حجاب برن بيرون. يا هرجای مشابه. فکر نميکنم فرقی در ميزان تحريک شدگی مردها پيش بياد. بقيه جاها هم عرف کار خودشو ادامه ميده.
2- به هرحال آزادی حجاب يک لزوم ديگه هم داره. پليسی که جلوی تعرض به آدمها به خاطر نحوه پوششون رو ميگيره.
3- آيا اينکه حجاب آزاد شه يعنی آدمها بيخيال آبرو شدن؟
من فکر ميکنم همه اين حرفها دو تا پيش فرض داره:
1- مردها نميتونن خودشونو کنترل کنند
2- مردم ايران اصولا بيظرفيتند(مردم ايران اصولاً .... اند)
پ.ن: این یک تحلیل چند ثانیه ای بود
پ.ن 2: به يکی ميگفتم در نظر بگير که اين حرف درست باشه. آدم های تا ديروز محترم رو در نظر
بگير که با ديدن زنهای بی حجاب قاطی کردن ميگن جووون جوون جيگرتو بخورم.
اين رويکرد فرهنگی دو پيش فرض دارد:
1- حقيقت آشکار است و اگر کسی در مورد آن منصفانه و بدون غرض تحقيق کند به نتيجه اي می رسد مثل گزاره Q. اگر کسی به چنين نتيجه اي نرسد ممکن است به دليل اين باشد که يا او دچار کژفمهی است يا در بدترين حالت غرض و مرضی دارد.
2-وظيفه حکومت پاسداری از طرز درست زندگی کردن است.
پ.ن 1: اصطلاح "بدحجابی" جدا جالب است.
پ.ن 2: آقا جان اگر ميخواهی منو مجازات کنی بکن لا اقل به شعور من توهين نکن.
* طرفدران "مهندسی فرهنگی" کسانی که معتقد به فرهنگ سازی هستند. در اين مورد می گويند که بايد حجاب را به درستی معرفی کرد.



.gif)